تبليغاتX
ღ♥ღ♥ღعشق سپیدღ♥ღ♥ღ

ღ♥ღ♥ღعشق سپیدღ♥ღ♥ღ

عشق در همین نزدیکی است

چه دور چه نزدیک

 www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

چه دوري ،
وقتي كنار تو نشسته ام و به آرزوهاي خفته ام فكر مي كنم
چه نزديكي ،
وقتي فرسنگها از تو فاصله گرفته ام و در ميدانچه قديمي با ميوه هاي كال حرف مي زنم .
اتاقم پر از باران مي شود ، وقتي رويا ها يم را فراموش مي كني و چشمهايم را پشت آفتاب جا مي گذاري .
دلم پر از خون مي شود وقتي سلامم را نمي شنوي و در كشتزار زندگي بذرهاي شعله مي پاشي .
ترانه هاي جبرئيل را بشنو و از تپه هاي غرور پايين بيا .
اگر ستاره ها از راه برسند  ماه به تو نگاه نخواهد كرد ، حرفهايم را باور كن .
ياسمنها درخشنده تر از پيش در حاشيه باغچه نشسته اند و به  آواز ماهي هاي حوض گوش مي دهند .
دانه هاي برفكي جامه هايمان را سپيد خواهند  كرد . كاش كسي انبوه برف را از بام قلبمان پاك كند .
رگهاي من شبيه زمستان شده ا ند .پلكهاي مرطوب مرا باور كن .
اين باران نيست كه مي بارد ، صداي خسته من است كه از چشمهايم بيرون مي ريزد .
بيا از دالانهاي تاريك بيهودگي عبور كنيم  و به چمنزاران روشن برسيم .
گذشته هاي خاموش را را دور بريز و خانه را پر  از بوي زنبق  كن .
بيا قلبهايمان را در اقيانوس بشوييم تا هيچ گاه طعم نمك را فرامش نكنيم .
اگر سلامم را پاسخ بگويي ، از آ واز قناريها برايت انگشتر و گرد نبند مي سازم.

 www.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.comwww.hamtaraneh.com

 


 

نوشته شده توسط soroosh در سه شنبه 7 اسفند1386 ساعت 4:48 PM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


درودل ......

 
از خدايت ميخواهي كه خدايا به من آرامشي و اطميناني و قدرتي عطا كن كه جز تو هيچ نبينم و اينگونه است كه گاه جز خدا هيچ نميبيني حتي بنده خدا كه روزي ................................
سختي هايت را بهانه ميكني كه اورا ترك كني قول و قرارت را فراموش مي كني .
حاصل چه شد ؟
تو فقط خدا را ميبيني و از او ميخواهي كه هيچي جر او نبيني مگر او به نگاه تو نيازمند است ؟
كاش ميگفتي :خدايا به من قدرتي عطا كن كه حتي چيزهايي كه دوست نمي دارم هم ببينم و از آنها فرار نكنم و چيزهايي كه مطابق خواسته ي من نيست را ناديده نگيرم .
آنگاه كه غرور كسي را له ميكني آنگاه كه آرزو ها و شمع اميدكسي را خاموش ميكني آنگاه كه بنده اي را ناديده ميگيري آنگاه كه حتي گوشت را مي گيري تا صداي خورد شدن اورا نشنوي ميخواهم بدانم دستانت را سوي كدام آسمان دراز ميكني و دعا ميكني .به سوي كدام قبله نماز مي گذاري ......................
طوماري از دلايل را مي آوري تا رفتنت را توجيه كني من را نميبيني و آنچه خود صلاح مي داني يك طرفه انجام ميدهي ؟مگر اوضاع بهتر شد ؟مگر بيداري ها و بيماري ها و بي تابي ها تمام شد ؟مگر توانستم فراموشت كنم ؟
گيرم كه خودت را قانع كرده باشي !!!!من را نه !!!نميشود به خدا قانع نمي شوم .
عشق من احساس من منطق نميشناسد اعتقاد من ضد منطقي ترين بخش عشق است.
كاش قول و قرار به اين سنگيني نگذاشته بودي ....................تو كه از عهده اش بر نمي آمدي ............
حالا من ماندم و بي تابي و بي خوابي و بيماري .....................
به قول شاعري كه بارها سر بر كتابش گذاشته ام و گريسته ام :

تو رفته اي بي من تنها سفر كني
من مانده ام كه بي تو شب ها سحر كنم
تو رفته اي كه عشق من از سر به در كني
من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
روزي كه پيك مرگ مرا ميبرد به گور
من شب چراغ عشق تو را نيز مي برم
عشق تو نور عشق تو عشق بزرگ تواست
خورشيد جاوداني دنياي ديگرم
ممنونم كه مطلبو خونديد .غم نبينيد


 

نوشته شده توسط soroosh در سه شنبه 7 اسفند1386 ساعت 4:36 PM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


حکایت دیده و دل

اگر سکوت  این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام!
اگر دلواپسی  آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد،
می خواهم از بی پناهی  پروانه ها برایت بگویم!
از کوچه های بی چراغ!
از این حصار هر ور دیوار!
از این ترانه ی تار...
مدتی بود که دست و دلم به تدارک  ترانه نمی رفت!
کم کم این حکایت ِ دیده و دل،
که ورد زبان کوچه نشینان است،
باورم شده بود!
باورم شده بود،
که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید!
راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید،
به گوشت نمی رسید؟
تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم!
آخر این رسم و روال رفاقت است،
که در نیمه راه رؤیا رهایم کنی؟
می دانم!
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند!
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند،
از انگشتان دستم بیشتر نیست!
یکیشان همان شاعری که گمان می کرد،
در دوردست دریا امیدی نیست!
می ترسیدم - خدای نکرده ! -
آنقدر در غربت گریه هایم بمانی،
تا از سکوی سرودن تصویرت سقوط کنم!
اما آمدی!
حالا دستهایت را به عنوان امانت به من بده!
این دل بی درمان را که در شمار عاشقان همیشه می گنجانم،
انگشتانم،
برای شمردنشان
کم می آید...
    شاد باشين 
 ارادتمندشما
              سروش 


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 6:52 AM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


به کسی که دوسش داری هدیه کن


Don't wait until it's too late to tell someone how much you love, how much you care. Because when they're gone, no matter how loud you shout and cry, they won't hear you anymore
برای اینکه به یه نفر بگی که چقدر دوسش داری و چقدر برات مهمه، اونقدر منتظر نمون تا اینکه بالاخره دیر بشه. چون وقتی که اون یه نفر بره دیگه مهم نیست که تو چقدر بلند فریاد میزنی و گریه میکنی چون دیگه نمیتونه صداتو بشنوه
 
Love isn't a decision, it's a feeling. If we could decide who to love, then, life would be much simpler, but then less magical
عشق تصمیم نیست؛ بلکه یه احساسه. اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که کیو دوست داشته باشیم اونوقت زندگی خیلی ساده تر میشد اما در عین حال جادوی خودش رو هم از دست میداد!
 
24hrs make a lovely day,
7 days make a lovely week,
52 weeks make a lovely year & knowing a
person like me will make ur life lovely.
24 ساعت یه روز قشنگ رو میسازه
7 روز یه هفته ی قشنگ رو میسازه
52 هفته یه سال قشنگ رو میسازه
و شناختن یه نفر مثل من، تمام زندگیتو دوست داشتنی میکنه
 
Wen things go wrong...
Wen sadness fills ur heart...
wen tears flow in ur eyes...
always remember 3 things
1) I'm with u...
2) Still with u...
3) Will ALWAYS b...
وقتی که هیچ چیز درست پیش نمیره
وقتی که غم قلبت رو پر میکنه
وقتی که اشک تو چشات حلقه میزنه
همیشه 3 چیز رو به یاد بیار:
1- من با تو هستم
2- باز هم با تو هستم
3- و همیشه با تو خواهم بود....
 
I dream about you evey night
I shiver when your in sight
I long to hold you close n tight
I wanna be there with all my might
I m just hoping I'm the girl whos right
هر شب به تو فکر میکنم
وقتی که تورو میبینم میلرزم
دوست دارم که تورو نزدیک خودم نگه دارم
میخوام با تمام توانم با تو باشم
و امیدوارم من همون دختری باشم که برات مناسبه
 
When i look at you,
i cannot deny there is God,
cause only God could have created some one
as wonderful n beautiful as you
وقتی که به تو نگاه میکنم
نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم
آخه فقط خدا میتونسته موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه.


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 5:12 AM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


مهربانی ممنوع !

مهربانی ممنوع !
دست سوزنده مشتاقت را

در نهانخانه جیبت بگذار
تا که پابند نباشی به کسی دست بدهی
خارهایی هستند که ز سر پنجه دوست, با سرانگشتانت میجنگند
دوستی مسخره است
مهربانی ممنوع !
و تو ای دوست ترین

در نهانخانه جیبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
باید از سلسله بایدها, دستهامان رازنجیر کنیم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسیر کنیم
و نگوئیم که بازیگر یکقصه معتبریم
کاش میدانستی
که نباید حس کرد,که نباید دل بست
در فضایی که پراز همهمه آدمهاست
من گرفتارترین تنهایم, تو گرفتارترین
دل ما بسته وابستگیاست
قصه ماندن ما, طرح یک خستگی است؟


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 4:42 AM موضوع |لینک ثابت


وصف الحال آقایان پس از مرگ همسرشان !

  www.hamtaraneh.com       www.hamtaraneh.com

مـــردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینـــــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند
چون مجانین !  خیره بر دیوار و بر در مــــــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــــی ! تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمــــــــر مــــی کنند !
در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیــــــر !!
بر رخ ناهیـــــــد و مینـــــــــا و صنــــــوبر می کنند !
بعدٍ چنــــــدی کز وفات جانگــــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خـــــــود ! فکــــر دیگــــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــــــن بی بدیل یار و همســـــــر می کنند
کـــــــــج نیندیشید !! فکــر همســـــــر دیگر نیَند  !
از برای بچـــه هاشان ، فکر مـــــــادر مـــی کنند !!


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 4:31 AM موضوع جملات طنز |لینک ثابت


دانستنيهاي متنوع از همه چيز

سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.
خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.
كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.
هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.
مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.
كانادا يك واژه هندي به معني ?روستاي بزرگ? ميباشد.
11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.
از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.
يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.
رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.
قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.
يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.
قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.
اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.
كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
قلب ميگو در سر آن واقع است.
گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.
يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلومتري
به فضاي اطراف پرتاب كند.
داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.
آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.
تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.
عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.
تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.
موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.
اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.

فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر میکند.
قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند.
روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.
ستاره دریایی مغز ندارد.
انسانهای راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دستها عمر میکنند.
لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.
هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود.
مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.
هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب میخورد.
گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.
کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که میسوزاند فقط 1.5 متر حرکت میکند.
صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

www.hamtaraneh.com


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 4:21 AM موضوع مطالب بسیار جالب |لینک ثابت


سخنان فردوسی خردمند

دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد.

گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .

خرد برترین هدیه الهی است .

خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .

کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .

خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .

کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد .

دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی .

چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .

اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری .

این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست .

فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است .

کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند .

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت .

جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد .


 

نوشته شده توسط soroosh در دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 4:17 AM موضوع مطالب بسیار جالب |لینک ثابت


ستــــــــــاره من

ستــــــــــاره منwww.hamtaraneh.com

بعد از تمام تاریکی های زمین که تاریکی شعرهای مرا ،
 درون خود می بلعد ،
 تا آخرین نفسهای شعرم تو را غزل می کنم
میخواهم نامم تنها اسمی باشد کــــــه
 در دفتر عاشقانه هایت به ثبــــت میـــرسد
میخواهم مالک همیشگی روشنی قلبت باشم
 و هرگاه تنها شدي تورا ببینم
 و تنهاییت را با سرانگشتان مرطوبم پاک کنم.
 هنوز زلالی نی نی چشمانت را زیارت نکرده ام...
هنوز دست هایم از لمس دستانت سیراب نگشته است.
تازه در کوچه آشنایی بودم که تو اسمم را
 روی اولین درخت حک کــردی
و همانجا قسم خوردم مرد مردانـــــــــــــه
عاشقت بمانم....
 
www.hamtaraneh.com


 

نوشته شده توسط soroosh در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 7:33 PM موضوع شعرهای عاشقانه |لینک ثابت


چه رنگي براي بهار سال 87 مد است

گزارش رنگهای مد بهار 2008 پنتون
شرکت پنتون Panton، مرجع معتبر جهانی در زمینه رنگ و تهیه کننده استانداردهای رنگ حرفه ای برای صنایع طراحی، رنگهای مد پنتون بهار 2008 را اعلام کرد.
در این گزارش 10 رنگ اصلی و برتر برای فشن بهار 2008 زنان اعلام شده است. دسترسی به گزارش رنگ فشن پنپنتون همزمان با آغاز هفته فشن نیویورک امکان پذیراست.طبق این گزارش پالت رنگی بهار 2008 شامل رنگهای خنثی کلاسیک و متنوعی است که در آن نقطه ها و تکه هایی از رنگهای روشن تند به کار می رود و به مصرف کنندگان این قدرت و اختیار را می دهد که راه های جدید و خلاقی را برای ترکیب رنگها به کار بگیرند.
انواعی از رنگهای محبوب رایج از قبیل قرمز شاد، آبی آسمانی و سبز به رنگ طبیعت نیز نقش کلیدی در این فصل ایفا می کنند.
رنگمایه های بهار 2008، به خوبی شادی و سرزندگی و طراوت این فصل را منعکس می کند. تعدیل کردن رنگهای خنثی با ترکیب آنها با بخش هایی از رنگهای روشنتر برای ایجاد یک ظاهر مشخص، ممتاز و منحصر به فرد، اساس یک قفسه عالی از لباسهای بهار و تابستان است.
ده رنگی که توسط پنتون برای بهار 2008 پیشنهاد شده است به شرح زیر است.
 
 
آبی اسنورکل(Snorkel Blue) مرتعش و با طراوات، یکی از رنگهای محبوب در میان طراحان برای این فصل است، یک رنگ آبی دریایی اما با تحرک و سرزندگی و دلفریبی بیشتر.
 
www.hamtaraneh.com
  
 
رنگ فریزیا(Freesia) گرم و شاد، رنگی عالی و جذابی است که به طورغریزی افراد را به سمت خود می کشد. همچنین رنگی است که به تنوع انتخاب لوازم جانبی از جمله جواهرات و کفش کمک می کند.
 
www.hamtaraneh.com
  
 
رنگهای قرمز روشن، رنگهای همیشه محبوب بهار است و قرمز رکوکو(Rococco Red) رنگی مهیج و جلب توجه کننده است.
 
 www.hamtaraneh.com
 
 
صورتی تند گل زعفرانی(Spring Crocus) یکی از بهترین، زیباترین و قابل پوشش ترین ارغوانی ها است.
 
www.hamtaraneh.com
 
 
سبز دایکوری(Daiquiri Green) شاداب و سرزنده، یک نمونه روشنتراز سبز مایل به زرد خاکی رنگ است؛ یک مکمل نیروبخش برای سردی و ملایمت صورتی غبارآلود(Pink Mist).
 
www.hamtaraneh.com
 
 
صورتی غبارآلود(Pink Mist)، رنگ صورتی ملایم و لطیف با ته رنگ آبی است که به خوبی برای ایجاد ظاهری زنانه با هر رنگی جفت می شود.
 
www.hamtaraneh.com
 
 
برخلاف رنگهای خنثی،رنگ طالبی(Cantaloupe) رنگی شهوت انگیز و گرم است. یک رنگ مناسب برای اضافه شدن به هر قفسه لباسی است، خصوصا وقتی که با قهوه ای شکلاتی همراه شود.
 
www.hamtaraneh.com
  
 
خاکستری نقره ای(Sliver Gray) یادآور درخشندگی رنگهای نقره ای و فلزی است که به هر نوع لباسی شور و هیجان می بخشد.
 
www.hamtaraneh.com
 
 
رنگ کلوچه ای کرواسان(Croissant) یک رنگمایه لذیذ برای تاکید و تشدید مدل های هیجان انگیزتر بهاری است.
 
www.hamtaraneh.com
 
 
زیتونی طلایی(Golden Olive) رنگ اساسی ممتاز و برجسته ای است و همراه و ضمیمه باسلیقه ای برای رنگ مایه های جدید 2008 است.
 
www.hamtaraneh.com


 

نوشته شده توسط soroosh در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 7:22 PM موضوع مطالب بسیار جالب |لینک ثابت


مادر و پدر

با سلام دوباره خدمت دوستای گلم:

خیلی خیلی ممنون از نظراتتون و تشکر از این که وقت گذاشتین تا مطالعه کنید.امیدوارم این پست هم جالب باشه من که تحت تاثیر قرار گرفتم

مادر
 مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.  
****
پدر
شب از نيمه گذشته بود. پرستار به مرد جواني که آن طرف تخت ايستاده بود و با نگراني به پيرمـرد بيمار چشم دوخته بود نگاهي انداخت.
پيرمرد قبل از اينکه از هوش برود، مدام پسر خود را صدا مي زد.
پرستار نزديک پيرمرد شد و آرام در گوش او گفت: پسرت اينجاست، او بالاخره آمد.
بيمار به زحمت چشم هايش را باز کرد و سايه پسرش را ديد که بيرون چادر اکسيژن ايستاده بود.
بيمار سکته قلبي کرده بود و دکترها ديگر اميدي به زنده ماندن او نداشتند.
پيرمرد به آرامي دستش را دراز کرد و انگشتان پسرش را گرفت. لبخندي زد و چشم هايش را بست.
پرستار از تخت کنار که دختري روي آن خوابيده بود، يک صندلي آورد تا مرد جوان روي آن بنشيند. بعد از اتاق بيرون رفت. در حالي که مرد جوان دست پيرمرد را گرفته بود و به آرامي نوازش مي داد.
نزديک هاي صبح حال پيرمرد وخيم شد. مرد جوان به سرعت دکمه اضطراري را فشار داد.
پرستار با عجله وارد اتاق شد و به معاينه بيمار پرداخت ولي او از دنيا رفته بود.
مرد جوان با ناراحتي رو به پرستار کرد و پرسيد: ببخشيد، اين پيرمرد چه کسي بود؟!
پرستار با تعجب گفت: مگر او پدر شما نبود؟!
مرد جوان گفت: نه، ديشب که براي عيادت دخترم آمدم براي اولين بار بود که او را مي ديدم.
بعد به تخت کناري که دخترش روي آن خوابيده بود، اشاره کرد.
پرستار با تعجب پرسيد: پس چرا همان ديشب نگفتي که پسرش نيستي؟
مرد پاسخ داد: فهميدم که پيرمرد مي خواهد قبل از مردن پسرش را ببيند، ولي او نيامده بود. آن لحظه که دستم را گرفت، فهميدم که او آن قدر بيمار است که نمي تواند من را از پسرش تشخيص دهد. من مي دانستم که او در آن لحظه چه قدر به من احتياج دارد...
www.hamtaraneh.com   شاد باشید و دریایی..سروش


 

نوشته شده توسط soroosh در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 7:10 PM موضوع داستانهای زیبا |لینک ثابت


خطوط عشق

خطوط را رها خواهم کرد
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از میان شکلهای هندسی محدود
به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد
من عریانم عریانم عریانم
مثل سکوتهای میان کلام های محبت عریانم
و زخم های من همه از عشق است
از عشق عشق عشق
من این جزیره سرگردان را
از انقلاب اقیانوس
و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذره هایش آفتاب به دنیا آمد
...
وقتی كه اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تكه تكه می كردند

وقتی كه چشم های كودكانه عشق مرا

با دستمال تیره قانون می بستند

و از شقیقه های مضطرب آرزوی من

فواره های خون به بیرون می پاشید

وقتی كه زندگی من دیگر

چیزی نبود هیچ چیز بجز تیك تاك ساعت دیواری

دریافتم باید باید باید
دیوانه وار دوست بدارم
******
 


 

نوشته شده توسط soroosh در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 6:37 PM موضوع شعرهای عاشقانه |لینک ثابت


آماری عجیب در مورد انسان ها

بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است. اين آمار را اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده.
اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند، 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.
هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند. با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.
انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته. با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي ماه برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....
بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29 ميليون آن کشته مي شود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.
در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.
انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد وبالاخره اينکه نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بينند

       
     شاد باشين 
 ارادتمندشما
              سروش 


 

نوشته شده توسط soroosh در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 8:11 AM موضوع مطالب بسیار جالب |لینک ثابت


مجموعه جملات و نوشته های زیبا

من 2 تا تو را دوست دارم ... يکي اين دنيا ... يکي اون دنيا ...

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

 از شمع آموختم که :ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم

 زندگي 3 ايستگاه دارد!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شم

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد

در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کند مغز را خالي مي کند!!

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار است .....ياد تو تکرار است

اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

اگه معلم جغرافي بودم اسمتو رو بلند ترين قله ي دنيا مي نوشتم اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام مي آوردم اگه معلم شيمي بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار مي دادم اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها مي نوشتم ...

اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

به گل گفتم عشق چيست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم ...

نه!نرو!... صبرکن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم... اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

امیدوارم که خوشتون بیاد و بتونین استفاده کنین.در ضمن نظرر یادتون نره عزیزان

www.hamtaraneh.comتقدیم با عشق www.hamtaraneh.com     


 

نوشته شده توسط soroosh در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 7:41 AM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


همدم غروب

دور ميشم از تو آروم مثل گذشتن از خواب

آرومتر از پرواز يه شبنم زير آفتاب

آروم مثل نسيمي که ميگذره از چمن

ميگذرم از کنارت همدم محبوب من

دور ميشم از پيش توآهسته اما خسته

حالا که بوسه خواب روي چشات نشسته

حالا ميرم که مهتاب اسم تورو صدا کرد

دست پر از تمنات دست منو رها کرد

سياه ترين خاطره تو قصه تو بودم

تو شعله ور تر از عشق

من از سرما سرودم

توجلوه طلوعي اي همصداي خوبم

منو به سايه بسپار من همدم غروبم من همدم غروبم

آروم ميرم مبادا رفتنمو ببيني

با چشماي پر از اشک سر راهم بشيني

ديگه وقتي نمونده تو دل اين شب تار

ميسپارمت به خاطر براي آخرين بار

سياه ترين خاطره تو قصه تو بودم

تو شعله ور تر از عشق

من از سرما سرودم

توجلوه طلوعي اي همصداي خوبم

منو به سايه بسپار من همدم غروبم من همدم غروبم
www.hamtaraneh.com


 

نوشته شده توسط soroosh در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 7:25 AM موضوع شعرهای عاشقانه |لینک ثابت


اولین پست

با سلام به دوستان خوب و مهربان: این اولین پست این وبلاک که اگه به طور آماتور زده میشه معذرت.فقط می خواستم تو این پست از دوستای خوبم بخوام که من رو در هر چه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنند چه با زدن پست جالب و خوب و چه با نظراتتون.امیدوارم که در کنار هم این وبلاگ رو جهانی کنیم و بتونیم در کنار هم لحظات خوبی رو سپری کنیم. 

 سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست * سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست * تو یه رویای کوتاهی دعای هر نظرگاهی * شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی * شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی * من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم * ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم * تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی * نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی * نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی * مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی * مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی * شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی * نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی * سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست * سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست *


 

نوشته شده توسط soroosh در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 2:33 AM موضوع |لینک ثابت


انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو