تبليغاتX
ღ♥ღ♥ღعشق سپیدღ♥ღ♥ღ

ღ♥ღ♥ღعشق سپیدღ♥ღ♥ღ

عشق در همین نزدیکی است

وداع

برو ای دوست برو

برو ای دختر پالان محبت بر دوش

دیده بر دیده من ، مفکن و نازم مفروش

من دگر سیرم ... سیر ...

بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست

تف بر آن دامن پستی که ترا پروردست

کم بگو جاه تو گو ؟ مال و کو ؟ برده زر

کهنه رقاصه وحشی صفت زنگی خر

گر طلا نیست مرا ، تخم طلا ... مردم من

زاده رنجم و پرورده دامان شرف

آتش سینه صدها تن دلسردم من

دل من چون دل تو ، صحنه دلقکها نیست

دیده ام مسخره ی خنده ی چشمکها نیست

دل من مإ من صد شور و بسی فریاد است :

ضربانش : جرس قافله زنده دلان

طپش طبل ستم کوب ، ستم کوفتگان

چکش مغز ز دنیای شرف رو رفتگان

تک تک ساعت ، پایان شب بیداد است

دل من ای زن بدبخت هوس پرور پست

شعله آتش شیرین شکن فرهاد است

حیف از این قلب ، از این قبر طرب پرور درد

که به فرمان تو تسلیم تو جانی کردم

حیف از آن عمر که ، که با سوز شراری جان سوز

پایمال هوسی هرزه و آنی کردم

در عوض با من شوریده چه کردی نامرد

دل به من دادی ؟ نیست ؟

صحبت از دل مکن ، این لانه شهوت ، دل نیست

دل سپردن اگر این است ، که این مشکل نیست

هان ، بگیر ، این دلت ، از سینه فکندم به در

ببرش دور ... ببر

ببرش تحفه ز بهر پدرت ، گرگ پدر

*******

او رفت من خود او را فرستادم رفت ولی پس از رفتن او احساس ،

کردم که هیچ کس را نمی توانم واقعا دوست داشته باشم

باور کنید هیچ نمی دانستم ، که با مرگ او ، عشق من هم برای همیشه

میمیرد ، ولی چه کار می توانم بکنم ... رفته بود .. مرده بود .. و هرچه داشتم

با خودش ، همرا با خودش ، برده بود : وداع را پس از درک این حقیقت تلخ ساختم ...

افسوس


 

نوشته شده توسط soroosh در سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت 10:37 AM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


خداوندا تو میدانی ...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 
خداوندا تو میدانی ...
منم ، دلتنگ دلتنگم
منم ، یک شعر بیرنگم
منم ،دل رفته از چنگم منم یکدل که ازسنگم
منم ، آواز طولانی
منم ، شبهای بارانی
منم ، انسانیم فانی
خداوندا تو میدانی ...
منم ،در متن یک دردم
منم،برگم ، ولی زردم
منم هستم ولی سردم
منم ،یک بغض پر باران
منم،غمهای بیسامان
منم،هستم دراین زندان
منم،زخمهای بیدرمان
منم ، دارم تب و تابی
ز تنهائی ، ز بیتابی
منم ، رفته به گردابی
مرا باید که دریابی
منم ،یک آسمان دردم
منم ، دریا شود قبرم
منم ، دنیا شود جبرم
منم ،پایان شده صبرم
منم ، یک ذره گردم
منم ، خواهم کسی همدم
منم،برخود ستم کردم
دلم خون میشود هردم
منم ، از عشق گویانم
منم ، دردست درمانم
منم ، آمد به لب جانم
خداوندا ! بمیرانم !


 

نوشته شده توسط soroosh در سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت 10:14 AM موضوع مطالب احساسی |لینک ثابت


انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو